خلاصه داستان: راکل و آرس در یک رابطه از راه دور هستند. آنها سرانجام در طول تابستان در مناظر کاستا براوا با دوستان خود دوباره متحد می شوند، راکل و آرس شروع به این سوال می کنند که آیا رابطه آنها می تواند آزمایش زمان را تحمل کند یا خیر.
خلاصه داستان: دلبستگی طولانی مدت راکل به همسایه همسایه اش وقتی شروع به ایجاد احساسات نسبت به او می کند، علی رغم مخالفت های خانواده اش، به چیزی بیشتر تبدیل می شود.